خرید بک لینک

کارهامو کردم. طبق برنامه ای که نوشتم رو کاغذ.لوستر های خونه رو پاک کردم..جاروکردم..عصری هم رفتم هیئت..گفتم لااقل این مدت یه کاری کنم جبران بدی هام بشه..گفتم خدایا سال 95 که اخراش رو خراب کردم..کمک کن 96 حضرت زهرایی دور گناه رو خط بکشم.وقتی ذکر حضرت زهرا رو میگفتم نمیدونستم باید تو اون شلوغی هیئت چطور خودمو گم و گور کنم که نبینن من گناهکار رو..اما خودمونیم دلمم میخواست ببینن منو..کمکم کنن. ساعت یازده بود که رسیدم خونه..یکم پیش ماما و بابا نشستم و حالا که همه رفتن بخوابن منم خزیدم زیر پتو که کتاب بخونم.اما نمیدونمم چرا چشمم همش به گوشی مه. مگه قراره کسی بهت پیام بده اخه؟!وقتی خودت خواستی که نباشه پس دنبالش نباش.نه اون دلتنگی سرش میشه نه تو میتونی با این شرایط کنار بیای..خودتو گول نزن دختر..تو همه چی تو باختی..مفت مفت..

+ تــاریـخ یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ ساعـت 1:6 به قـلـم فاطمه |

برچسب: نویسنده: آرمان یوسفی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 3:33

صفحه بندی